
يام مقام معظم رهبری به اجلاس هجدهم(1388/8/13)

مقام معظم رهبري:مسجد را همچون دلهاي جوان،پاكيزه و لبريز از نشاط كنيد
بسمالله الرحمن الرحيم
نامگذاري اجلاس امسال نماز به نام جوانان، كاري بسزا و برآمده از نگاه درست به اين سرچشمهي فياضِ ياد و راز و نياز است. دل و جانِ نيالودهي جوان، آمادهترين كانوني است كه اين مِشكاتِ نور و حضور ميتواند در آن گرمي و روشني بپراكند و راه سلوك و عروج معنوي را در ميانهي كژ راههها، نمايان سازد. آشنا كردنِ جوانان، با صفا و بهجتي كه در نماز و ذكر هست، خدمتي بزرگ به آنان و به آيندهئي است كه بايد با دست توانا و عزم جوانانهي آنان ساخته و پرداخته شود.
سفارش اينجانب آن است كه مسجد را نيز همچون دلهاي جوان، پاكيزه و پيراسته، و لبريز از شور و انگيزه و نشاط كنيد. مسجد نيز بايد كانوني باشد كه مشكات نماز در آن بدرخشد و نور معرفت و محبت و اُنس و صفا از آن ساطع شود. امامان جماعت، هيئتهاي امناء، خادمان موظف و متبرّع، هر يك بايد بخشي از اين كار بزرگ و اثرگذار را بر دوش خود حس كنند. توفيق همهي دستاندركاران سلسلهي نشستهاي نماز مخصوصاً جناب حجتالاسلام قرائتي، مرد شايستهي ثابت قدم و استوار را از خداوند متعال مسألت ميكنم.
سيّدعلي خامنهاي
12/آبان/1388

است. نماز ستون دین است.
ارزشو جایگاه نماز
نماز در مکتب انسان ساز اسلام از جایگاه ویژه اي برخوردار بوده و هیچ عملی از اعمال دینی و افعال عبادي با آن
قابل مقایسه نمی باشد و اگر خواسته باشیم تعالیم و دستورات دین را درجه بندي نموده و مراتبشان را مشخص
نمائیم نماز در بالاترین درجه و مرتبه تعالیم دینی قرار دارد.نماز از چنان ارزشی برخوردار است که سایر ارزش
هاي دینی در عرض آن قرار نمی گیرند. اگر درك و معرفت به ارزش نماز براي کسی حاصل گردد هرگز در آن
هرگاه » : کوتاهی نکرده و یا آن را ترك نخواهد نمود. در روایتی از امام صادق(علیه السلام) چنین آمده است که
کسی به نماز ایستد رحمت الهی از آسمان بر او نازل می شود و فرشتگان اطراف او را احاطه می کنند و فرشته اي
علی (علیه السلام) در حدیثی .« گوید: اگر این نمازگزار ارزش نماز را می دانست هیچ گاه از نماز منصرف نمی شد
می فرمایند: اوصیکم بالصلاه التی هی عمود الدین و قوام الاسلام فلا تغفلوا عنها.
ادامه ی مطلب : لینک دانلود فایل pdf
داستان هایی از نماز شب

آنچه می خوانید سیری کوتاه بر کتاب داستان هایی از نماز شب به تألیف سید عبد الله حسینی است.
حجة الاسلام شفتى
«اين سيد بزرگوار پيوسته مراقب بارى تعالى بود و چيزى
او را از حالت حضور و مراقبت باز نمى داشت ، گوشه هاى چشم او از كثرت گريه كردن در
مقام تهجّد مجروح شده بود.
يكى از نزديكان اين بزرگوار گفته است : با آن مرحوم به يكى از روستاها رفتيم ،
شب را در راه گذرانديم . سيّد به من فرمود: نمى خوابى ؟ من رفتم كه بخوابم ، چون
سيّد گمان كرد كه من خوابيدم برخاست و مشغول نماز شد، به خدا قسم ديدم بندهاى دوش
و اعضايش مى لرزيد به طورى كه كلمات نماز را از شدت حركت فكّين و اعضا مكرّر مى نمود
تا آن را صحيح ادا كند.
گويند از شدّت حضور قلبى كه در پيشگاه خداوند داشت ، بندهاى دوشش مى لرزيد و
به محض اين كه مجلس از مردم خلوت مى شد، اشكش جارى مى گشت ، جارى شدن اشك او مقارن
بيرون رفتن آخرين فرد مجلس بود.
محدّث قمى مى نويسد: در عبادت و دعا و مناجات با قاضى الحاجات و نوافل و
اوراد، حكايات بسيار از آن جناب نقل شده است .»(40)
مرحوم تنكابنى مى گويد: اين بزرگوار از نيمه شب تا صبح ، به گريه و زارى و تضرّع
اشتغال داشت و در صحن كتابخانه اش ، مانند ديوانگان مى گرديد و دعا و مناجات مى
خواند و بر سر و سينه مى زد تا صبح ، و چنان صداى گريه او بلند بود كه اگر همسايه
ها بيدار مى شدند و مى شنيدند. بالا خره ، از كثرت گريه و زارى ، در اواخر عمر به
بيمارى ((باد فتق )) مبتلا شده بود و پزشكان هر چه معالجه
كردند سودى نبخشيد.
بناچار، سيد را از گريه منع كردند و گفتند: گريستن بر تو حرام است ؛ زيرا،
موجب افزايش باد فتق مى شود. و هنگامى كه سيّد به مسجد مى رفت تا وقتى كه در مجلس حضور
داشت ذاكرين منبر نمى رفتند و اگر اتفاقاً در حضور او ذاكرى بالاى منبر مى رفت او
بر نمى خاست و باز گريه مى كرد.
مرحوم تنكابنى ، درباره فرزند حجة الاسلام شفتى ، مرحوم آقا سيد اسداللّه نيز
چنين مى نگارد: هر شب از نصف شب تا صبح ، در جايى خلوت به دعا و مناجات و گريه و
عبادت و نماز اشتغال دارد و در گريستن از خوف خداوند متعال ، مانندى براى او نيست .